خشم دشمنان از نبود ساندیس در لبنان

بسم رب الحسین...
لبنان که دیگر ساندیس نداشت!!!
که بعضی ها (!) بگویند ساندیس آنها را به خیابانها کشاند!
شاید هم بگویند حتما هیئت دولت ساندیس هایی برای یادبود به همراه برده است!
(و آری...با هر ساندیس یک نی اضافی هم داده شد،فقط برای کور کردن آن دو چشمانی که نتواند دید....)
وقتی برادران و خواهران دینی ات در لبنان به استقبال رییس جمهور کشورت آمده اند، یعنی آقای برلوسکنی که با مشت پذیرایی می شوی و آقای سارکوزی که تخم مرغ گندیده برایت پرتاب می کنند و اقای اوباما که هر جا می روی مردم پرچم کشورت را آتش می زنند... بمیرید از حسادت! 
 
سلام عمو محمود، خوبی؟ کجایی؟!/ دنیا  رو  پر  کرده “عطر رجائی”

چهارشنبه باز، ساندیس به دست از ایران/ با اتوبوس، بردن ما رو به لبنان

می گن، ما تو سفرهای سیاسی/ پیچیده عمل می کنیم، اساسی!

دیدی با هم چه گرد و خاکی کردیم؟!/ اسرائیل بی رگ و شاکی کردیم!

سنگ که نبود تو دستامون، یه “نی” بود/ ساندیس هفت میوه ی “نه دی” بود

لبنان واسه مشتهای ما سنگ نداشت/ “سنگ تموم”، اما واسه تو گذاشت

کاپشنت شد، تور عروس بیروت!/ داماد لرها رو کشوند،  هپروت!!

تقلب کرد باز امت حزب الله!/ این دفه با سید حسن نصرالله !
(شعر از دیوونه داداشی)
  
 
/ 0 نظر / 43 بازدید