آقا به دادم میرسی؟؟؟

بسم رب الحسین...

در شب عید ولادتت ، آنگاه که شیعیانت...!

 خنده ی مستانه میزنند

 سر می نهم بر پای تو

 تا ببارم بغض و فریادم را 

آقا جان نخواستی؟ یه زائر دلتنگ و روسیاه نخواستی؟
همونی که همیشه حرفاشو برات میگه،همون که برات بغض میکنه،
همونی که همیشه قول میده آدم خوبه بشه ولی خیلی زود زیر قولش میزنه...
نخواستی؟...نخواستی که صداش نکردی آقا جان؟
 
نخواستی شب ولادتت بیاد پشت پنجره فولادت بشینه و تا صبح همش بگه:
امام رضا، الهی من فدات شم....الهی من فدات شم...
نخواستی آقا جان...؟
 
همش خودم رو پشت پنجره فولادت تصور میکنم...
همش دارم  سعی میکنم از این راه دور دلمو به پنجره فولادت گره بزنم
ولی یک دفعه....
تمام فکر و خیالاتم ، بارونی میشه...! 
التماس دعای فرج
/ 1 نظر / 12 بازدید
محمد

سلام و عرض ادب وبلاگ پر محتوایی دارد بهتون تبریک می گم سر بزنید جسارتا اگه مایل به تبادل لینک هستید خبر بدید التماس دعا یا علی مدد